جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

82

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى)

يافت كه سراسر عالم قديم را فرا گرفت و از مشرق تا مغرب ، از خاور تا باختر نيكى و معرفت و صلح بارور گشت . پيامبر صحرا دست خود را بر فراز جهان برافراشت ، تا بذر برادرى و دوستى و محبت جهانى را در زمين بيفشاند . و از آن پس ، پرچم اسلام از هند تا اندلس برافراشته شد . و بر جبين خورشيد ، تاج ملتى بزرگ درخشيدن گرفت ! * * * هدف نهايى اين صداى آسمانى اين بود : دعوت جهانى به برادرى انسانى ، كوتاهى دست طبقه حاكمه ستمگر از ملت و دارايى و ثمره كوشش مردم ، برابرى همگانى - اعم از كوچك و بزرگ ، محكوم و حاكم ، عرب و عجم - در حقوق ، زيرا كه همهء مردم برادرانى هستند كه با هم برابرند . و از اهداف نهايى اين صدا بود : دعوت به رهايى زن از ظلم و ستم مرد ، آزادى كارگر از ستم كارفرما ، آزادى بردگان و نوكران از بندگى و ذلت . . . تا آن‌جا كه شرايط زمان و امكانات محيط به آن اجازه مىداد . اين صدا مىخواست درست بر خلاف نظريهء آن عده از فلاسفه پيشين كه مىگفتند : كارگران و پيشه‌وران و بردگان بايد به جرم انحطاط كار و پيشه‌اى كه دارند از حقوق مدنى محروم شوند و دنيا را در حقوق و مشاغل به طبقات گوناگونى تقسيم كرده بودند « 1 » ، همهء افراد مردم در كار حكومت و سرنوشت خويش دخالت كنند و اين بدون ترديد بزرگ‌ترين خيرخواهى و بشردوستى ممكن در شرايط آن زمان بود ! ربا و استثمار انسان از انسان تحريم گرديد . و اين صدا ، پس از محمد ، صداى علىبن ابىطالب بود . آن انقلابى بود برضد اجتماعى كه بنياد آن برپايه ظلم و ستم استوار گشته بود !

--> ( 1 ) . فلاسفه يونان و از جمله افلاطون ، چنين نظريه‌اى داده بودند !